سال بدون شرح
اول این که عید همه شما مبارک. البته من همیشه یه کم دیر می رسم به خصوص به شادی و هر جا که شادی باشه اینم دست خودم نیست یه جور شانس که اگه قرار باشه یه شهاب سنگ نا فرمان از اعماق کهکشان ها بخوره تو ملاج زمین حتما یه گوشه اش به منم بر می خوره.با این همه دیر اما از توی دلم برای همه سالی خوب و شاد و پر از خبر های خوب آرزو می کنم.دوم این که خیلی دوست داشتم آخرین پست سال ۸۳ یه شعر بذارم که شروعش خدا حافظ سال لعنتی بود ولی گویا بلاگ اسکای یه جورایی شده بود که خوب به زودی جبران می کنم.فعلا من دارم با خیام زندگی می کنم اون هم بدون شرح :
ای کاش که جای آرمیدن بودی یا این ره دور را رسیدن بودی کاش از پی صد هزار سال از دل خاک چون سبزه امید بر دمیدن بودی
|